میروم !

صدایی میآید

صدای پای تنهایی

صدای پای اضطراب

صدای پای بیم و اندوه

استخوانها را در هم میکوبد و لایه های قلب متلاطم را پاره پاره میکند . نمیدانم این اضطراب تا کجاست ؟ تا شب یا تا سحر ؟ کاش میشد برگ های دفتر زندگی را با اختیار خود ورق زد . کاش میشد ،‌مشق عشق و انتظار را با انگشتان خود نوشت . کاش میشدعمر سیاه سیاهی را پایان داد و دستان آلوده غم را از بیخ برید ...

و من ، اکنون ، در افقی بی انتها میروم . افقی به رنگ تمام غمهای دنیا ، دنیایی به بزرگی دل خود ! 

 میروم دور از تو با دنیای خود خلوت کنم

باید آخر من به این دیوانگی عادت کنم

میروم تا عاقبت دیوانه ای پیدا شود

همزبان این دل شوریده شیدا شود

/ 9 نظر / 8 بازدید
سيد محمد جواد

ان الذی فرض عليک القرآن لرادک الی معاد ان شاء الله . فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين .

روح الله

بنام خدا سلام علیکم بر ملکوت عرش این زمزمه ست ولادت فاطمه ی فاطمه ست جلوه ی حُسن ازلی آمده دختر زهرا و علی آمده خون خدا ! زهی به همسنگرت آمده میلاد پیام آورت آینه ی بتول عـَذراست او حقیقت حضرت زهراست او طلعت او بین حسین و حسن جلوه ای از جلالت پنج تن نائبه ی چهار امام همام ! دختر فاطمه ! علیک ِ السلام سینه ی جان گشوده ای بر بلا ز دامن فاطمه تا کربلا ای همه جا و همه دم با حسین نفس نفس ، قدم قدم با حسین پیشاپیش فرا رسیدن میلاد حضرت زینب الکبری (س) و روز پرستار را خدمت شماو خانواده محترمان تبریک و تهنیت عرض میکنم.. خیلی زیبا نوشته بودین. مهدوی باشید یا مهدی فاطمه

ميروم !

به نام خدا زيبا گفته است غمت بر نهانخانه دل نشيد به نازي كه ليلي به محمل نشيند مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي ز بامي كه بر خاست و مشگل نشيند ظاهرا مرغ دل شما هم حالا حالاها مشگله كه بشينه !

روح الله

بنام خدا سلام عليکم پيشاپيش فرا رسيدن ايام فاطميه،شهادت صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا س را خدمت شما بزرگوار تسليت ميگويم @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ @@@@@ السلام عليک يا فاطمه الزهرا س @@@@@ @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ شهرپيغمبر پر از بيداد شد .....آسمان لبريز از فرياد شد نخل ها بر سينه و سر مي زدند .....طائران عرش پرپر مي زدند چشم جبريل امين مبهوت بود.....غرق ماتم عالم لاهوت بود کينه توزي را عجب آموختند.....قلب مادر را به طفلش دوختند آن در و ديوار گلگون گشت ،واي.....فرق حيدر(ع) غرق در خون گشت،واي ضرب سيلي ديده اي را تار کرد .....مجتبي (ع) با زهرف آن افطار کرد باغلاف تيغ ،بازويي شکست.....شمر،روي سينه مولا نشست روي مه را ،جوهر نيلي زدند.....دختري در کربلا سيلي زدند در بيت وحي را افروختند.....خيمه اهل حرم را سوختند از دل زهرا(س) برون شد بوي عود.....بوي ياس و آتش و اسپند و دود ميخ در ، پهلوي محسن را دريد.....تير شد ، بر حنجر اصغر رسيد تيغ را قنفذ به عالم تاب داد.....دست عباس (ع) علي(ع) در شط فتاد بس نيام و تيغ در رقص آمدند..

منتظر نيم نگاه

همه چیز گاه اگر کمی تیره می نماید... باز روشن می شود زود تنها فراموش مکن این حقیقتی است: بارانی باید، تا رنگین کمانی برآید. و لیموهایی ترش تا که شربتی گوارا فراهم شود و گاه روزهایی در زحمت تا که از ما، انسانهایی تواناتر بسازد. خورشید دوباره خواهد درخشید، زود خواهی دید.

فاطمه

سلام از وسعت بی انتهای اندوه گفتی و زخم دلی که با سماجت بر دل می نشيند و انگار هوس التيام ندارد. امروز شنيدم سوگنامه اشک های بانويی که در مظلوميت و مهجوريت خورشيد به زمين که نه به آسمان اوج می گرفتند و برای شاد نکردن عدو پنهانی سرازير می شدند. بگذار برايت از آنچه بگويم که می دانی و بيازمايم خويش را در آنچه آموخته ام. از نور از دستی که بالای دست هاست و اراده ای که ماورای فهم ماست. از او که نامش آرام جان است و بر زبان راندنش قوای روح. از فردا روزگاری که آمدنی است و اهتزاز پرچمش ديدنی. از همان اشک ها که انتقامش گرفتنی است. بگذار بگويم از آنچه هست و ما نمی دانيم.از آنچه بايد ديد تا آموخته شد.از تمام تلخی ها و شيرينی ها که بايد بيايند و بروند تا چون بانوی آب و آيينه از جنس نور جلايمان دهند. آمدنی است آن روزها و رفتنی است اين لحظه ها. با آرزوی بهترين ها

روح الله

بنام خدا سلام علیکم ارتحال رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی ر ه را به شما بسیجی دلاور تسلیت میگویم. انشاالله که همواره با مد نظر قرار داشتن یاد و راه امام از مملکت خویش پاسداری نمائید. چنان که امام خمینی ره فرموده بودند: من در میان شما باشم و چه نباشم نگذارید این مملکت به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.. كيست كــــــــــــآشفته آن زلف چليپا نشود ديده اى نيست كه بيند تــــو و شيـــدا نشود نـــــــــــــاز كن، ناز كه دلها همه در بند تواند غمزه كن، غمزه كـــه دلبـــر چو تو پيدا نشود رُخ نمــا تا همه خوبان خجل از خويش شوند گر كَِشى پَرده ز رُخ، كيست كه رسوا نشـود آتش عشق بيفـــزا، غمِ دل افــــــــــزون كن چاره‏اى نيست، بجـز سوختن از آتش عشق آتشـــى ده كــــه بيفتـــــد به دل و پا نشود ذرّه‏اى نيست كه از لطف تو هامــــــــون نَبُود قطره‏اى نيست كه از مِهـــر تــو دريا نشود سر به خاك سر كوى تو نهد جان، اى دوست جان چه باشد كه فــــداى رُخ زيبــــا نشود؟ مهدوی باشید یا مهدی فاطمه

يه بنده خدا

سلام وبلاگ خوبی را تهیه فرمودید من هم وبلاگم را به روز کردم منتظر حضور سبز و مثمر ثمر شما هستم از نظرات با ارز ش خود ما را بی بهره نفرمایید اگه دوست داشتی به دوستانتون هم معرفی بفرمایید تا از نظرات با ارزش آنها نیز استفاده نمایم با آرزوی موفقیت برای شما حقیر رو هم از دعای خیرتون فراموش نفرمایید خدانگهدار